حاشیه رویدادهای خبری

نقدی بر تصمیم گیری مدیران اقتصادی از نگاه یک خبرنگار
 
چرا ماجرای سقوط هواپیمای مسافربری توپولف فراموش شد ؟
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩ : توسط : کامران نرجه

قصه سقوط هواپیماهای مسافربری درایران ظرف 28 سال اخیر بقدری متداول و تکراری شده که شاید پرداختن دوباره به آن چندان ارزش رسانه‌ای نداشته باشد، چرا که هنوز پرونده سقوط قبلی تکمیل نشده، هواپیمایی دیگر سقوط می‌کند و سوژه‌ای جدید فراهم می‌شود تا رسانه‌های گروهی و اذهان عمومی را به خود مشغول دارد و پس از مدتی بدون هیچ نتیجه و عبرتی به دست فراموشی سپرده شود.

 

با این حال ماجرای سانحه هواپیمای توپولف مسافربری شرکت کاسپین در حوالی شهر قزوین که امروز دقیقاً یکسال از وقوع آن می‌گذرد، با همه 32 سانحه قبلی تفاوت عمده‌ای دارد که این تفاوت باعث جذابیت پیگیری مجدد آن می‌شود.

 

در اغلب سوانح گذشته علت سقوط هواپیما ( که معمولا اشتباه خلبان کشته شده در سانحه معرفی می‌شود! )‌اندکی پس از یافتن جعبه سیاه هواپیما و بررسی محتوای آن، از سوی دستگاه‌های مسئول اعلام شده است. اما ماجرای سقوط هواپیمای مذکور که موجب کشته شدن 168 سرنشین بیگناه آن شد، نخستین مورد سانحه هوایی در ایران و بلکه جهان است که همچنان علت وقوع آن در پرده ابهام قرار دارد و با وجود آنکه از پیدا شدن جعبه سیاه هواپیما بیش از 10 ماه می‌گذرد هنوز هیچ پاسخ قانع کننده‌ای برای علت این واقعه دلخراش اعلام نشده است.

 

وزیر راه و ترابری به عنوان بالاترین مسئول اجرایی شبکه حمل ونقل کشور که تاکنون بابت هیچ کدام از سوانح هوایی، ریلی، زمینی و دریایی در دوره مدیریت خود به مردم پاسخ قانع کننده‌ای نداده و یا عذرخواهی نکرده است، اگرچه بلافاصله پس از سقوط هواپیمای کاسپین کارگروه ویژه‌ای را مامور رسیدگی به علت سانحه کرد ولی پس از آنکه جعبه سیاه هواپیما پیدا شد و برای بازخوانی نوار مکالمات کابین خلبان وپارامترهای فنی موتور به همراه یک تیم کارشناسی از ایران به کشور سازنده هواپیمای مذکور ( روسیه ) اعزام شد، در اظهاراتی عجیب اعلام کرد: چیز قابل بررسی از توپولف ارمنستان - تهران به دست نیامده که قابل توجه باشد. در این سانحه جعبه سیاه هواپیما پودر شد و فقط قطعات کوچکی از این هواپیما باقی ماند که نمی‌توان بررسی دقیقی روی آن انجام داد. خلبان توپولف فقط 16 دقیقه با برج مراقبت ارتباط داشته و پس از آن با سرعت بسیار زیاد سقوط کرده است به طوری که اصلاً مکالمات کابین خلبان قابل بازسازی نیست.تنها با سر هم کردن نوار مکالمات خلبان معلوم می‌شود که آخرین مکالمه ضبط شده خلبان توپولف، گفتن «یا حسین» بوده است.(1)

 

وزیر راه و ترابری حتی زمانی که دومین تیم کارشناسی از ایران به روسیه رفت و دست خالی برگشت، گفت: من نه سر پیاز بودم نه ته پیاز، هواپیما را نه خریده ام و نه مجوز خرید داده ام! (2)

 

معاون وزیر راه که مسئول کمیته بررسی سانحه سقوط توپولف کاسپین بود نیز تحت فشار افکار عمومی در روزهای پایانی سال گذشته بالاخره مهر سکوت را شکست و علت این سانحه را بر اساس نظر کارشناسان ایرانی، ایراد در کمپرسور موتور شماره یک این هواپیما اعلام کرد و گفت که نتایج بررسی‌ها و آزمایش‌های کمیسیون بررسی سانحه هواپیمایی ایران به سازمان هواپیمایی روسیه ارسال شده، اما هنوز روسیه نتایج کارشناسان ایران را تأیید نکرده است.

 

البته این سخنان هم علت واقعی سقوط هواپیمای کاسپین را روشن نکرد چرا که معاون وزیر راه در اظهارات ابهام برانگیزی اظهار داشت: با توجه به اینکه این گزارش و نتایج آن به ضرر روسیه و کارخانه سازنده هواپیما است، احتمال دارد روس‌ها آن را تأیید نکرده یا دلایل دیگری عنوان کنند تا کمیسیون بررسی سانحه ایران را قانع کند.

 

ماهها گذشت تا اعتراض نمایندگان مجلس نسبت به مشخص نشدن علت واقعی این سانحه وزیر راه را به مجلس کشاند، اما پاسخ آقای وزیر در صحن مجلس، نمایندگان معترض را قانع نکرد.

 

وزیر راه در آخرین دفاعیات خود به مجلسیان که موجب ابهام صد چندان علت سقوط هواپیمای توپولف شد، گفت: بنده به عنوان وزیر نمی‌توانم همه چیز را در این صحن مقدس مطرح کنم، چرا که باعث تشویش اذهان عمومی می‌شود!

 

اینک با گذشت یک سال از آن واقعه اسفبار نه فقط روسها پاسخ بررسی جعبه سیاه هواپیما را اعلام نکرده‌اند، بلکه مقامات وزارت راه و ترابری نیز حاضر به پاسخگویی رسانه‌های گروهی در این مورد نیستند و دلایل این وزارتخانه برای توجیه حادثه مذکور روز به روز بر شدت ابهام ماجرا می‌افزاید.

 

سئوال اینجاست که آیا واقعاَ جعبه سیاه هواپیمای توپولف کاسپین برای روشن شدن علت سقوط به کشور سازنده ارسال شده است؟ اگر چنین است پس چرا روسها تا کنون هیچ اظهار نظری در این مورد نکرده‌اند؟ آیا براساس قوانین بین‌المللی در بخش هوایی، روسیه با گذشت یکسال از آن سانحه می‌تواند از ادای توضیح در این مورد طفره برود؟ چرا تاکنون وزارت راه و ترابری و سایر نهاد‌های مسئول نسبت به شکایت از روسیه و کمپانی سازنده هواپیما در سازمان بین‌المللی هواپیمایی (ایکائو ) بابت بی توجهی به این ماجرا و نادیده گرفتن حقوق مردم ایران شکایت نکرده‌اند؟ اگر پاسخ احتمالی روسها به علت سقوط توپولف کاسپین خلاف ادعای مسئولان راه و ترابری را اثبات کند، کدام مرجع نسبت به حقانیت ادعای‌های ارائه شده قضاوت خواهد کرد و مسئولان ما تا چه‌اندازه آماده پذیرش نظرات این نهاد قضاوتی هستند؟ علت واقعی سقوط توپولف کاسپین چیست که وزیر راه و ترابری از بیان آن حتی در خانه ملت به بهانه تشویش اذهان عمومی خودداری می‌کند؟ اگر این موضوع تا این حد امنیتی است، چرا کمیسیون امنیت ملی برای جلوگیری از تکرار آن وارد عمل نمی‌شود؟ چرا شرکت هواپیمایی کاسپین که هنوز برائت آن در ماجرای سانحه مذکور اثبات نشده بدون کوچکترین اخطار یا تنبیه به فعالیت خود ادامه می‌دهد؟ این اتفاق ناگوار در هرکشور دیگری رخ می‌داد دست کم معاونان وزیر در حوزه مربوطه از سمت خود استعفا می‌دادند. چرا در کشور ما همچنان از مدیرانی که در دوره مسئولیت آنها حوادث بزرگ انسانی رخ می‌دهد، حمایت می‌شود؟ آیا با وجود سقوط دهها فروند هواپیمای توپولف در آسمان ایران ظرف سالهای گذشته هنوز زمان جلوگیری از پرواز این نوع هواپیما در ناوگان هوایی ما فرا نرسیده است؟ اختلاف نظر مسئولان حوزه حمل و نقل نسبت به غیر‌ایمن بودن پروازهای مذکور ولزوم جمع آوری سریع این نوع هواپیما در شبکه حمل و نقل هوایی ایران چه موقع به پایان می‌رسد؟ توپولف کاسپین دهمین سانحه هواپیما از این نوع در ایران بود. چند فروند دیگر از مجموع 43 توپولف باقیمانده در ناوگان هوایی ما باید سقوط کند تا موافقان خرید یا اجاره این نوع هواپیما را در بخش حمل و نقل کشور نسبت به غیر‌ایمن بودن آن متقاعد سازد؟

 

.....   و حرف آخر اینکه وسعت یک حادثه در بخش حمل و نقل ما چه‌اندازه باید باشد تا مسئولان وزارت راه و ترابری را به عذرخواهی از مردم بابت قصور در مدیریت خود مجاب سازد؟

 

 

منابع:

 

1- شبکه خبر آنلاین، 8 دی 1388، کد مطلب 33095

2- خبرگزاری دانشجویان ایران ( ایسنا ) 20/10/1388، ساعت 9:12:41، کد خبر 09252ـ8810

 

 نوشته : کامران نرجه

این یادداشت به مناسبت نخستین سالگرد سقوط هواپیمای توپولف در صفحه13 روزنامه اطلاعات 24 تیر 1389 درج شده است